کوهها را استوار گردانیدم و برایتان مقدر ساختم؛
روزی را، و بامداد و شامگاه را پدیدار نمودم.
و هر چیزی که نبوده و سپس هست شده است؛
منم که آن را همانگونه که خواستهام، هستی بخشیدهام.
و شگفتا! آنگاه که این را فرمود و آنان درنیافتند؛
بلکه دریافتند، اما درد بر درمان چیره گشت از رویِ عناد نپذیرفتند.
و چه بسیار قدرتی که از خویش آشکار ساخت؛
و برای هر که آگاه بود، بر لاهوتِ (الوهیتِ) او دلالت میکرد.
و او بلندمرتبه است و «ناسوت» (کالبد بشریِ) او نیز والا است؛
او را کسی میشناسد که تلاوتکنندهیِ «ذکر» (قرآن) باشد.
آنگاه که در کتابِ خویش خبر داد؛
از حجت و دلیلِ «تلبیس» (پوشاندنِ حقیقتِ الهی در صورتِ بشری) در میانِ مردم:
«یا همچون سرابی در بیابانی که شخصِ تشنه آن را میپندارد؛
آبی است، در گرمایِ سوزانِ تشنگی.» (اشاره به آیه ۳۹ سوره نور)
گفت: «پس چون در صورتی آشکار شد؛
آیا تمامِ ذاتِ خویش را بدانگونه که پدیدار گشت عیان ساخت؟»
گفتم: «گوش فرا ده! اگر او آنگاه که آشکار شد؛
با "لاهوتِ" (مقام الهیِ) شکوه و کبریا پدیدار میگشت،
هیچ بینندهای از آفریدگان یارایِ نگریستن به او را نداشت؛




