پوشیده و پنهان میماند؛ زیرا او در این قصیده تمامِ آنچه را که مؤمنِ موحّد بدان نیاز دارد، گرد آورده است.
و اگر از بیمِ به درازا کشیدنِ سخن نبود، بیگمان آن را تا به آخر میآوردم؛ اما من تنها بخشهایِ موردِ نیاز و آنچه را که ذکرش در این باب مقتضی است، از آن میآورم.
و خداوند با کَرَمِ خویش، توفیقدهنده به سویِ حقیقت و درستی است؛ و آن قصیده این است:
ای پرسشگری که از من دربارهیِ هدایت میپرسی،
سخنم را بشنو، که در گفتهام هیچ رویگردانی و کژی نیست.
و به سخنِ خردمندی فاضل گوش فرا ده،
که به راههایِ رستگاری راه یافت و هدایت شد.
مردم اختلاف کردند، و کفرِشان پیشوایِ آنان گشت؛
به سویِ راههایِ گمراهی و کوری.
آنان با انکارِ خویش کور شدند و از راهِ رشدِ خود گمراه گشتند؛
و انکارکنندگان در آتشِ زبانهکش (لَظی) خواهند بود.
ای پرسشگری که از هدایت میپرسی،
گفتارم را بشنو تا از جانبِ من به آرزویِ خود دست یابی.
بهویژه اگر یاری بااخلاص باشی،
پس ای جوانمرد، کشفِ حقایق و پردهبرداری بر تو رواست.




