همانا این چیره (مُهَیمن)، بینیاز (صمد) و یگانه (فرد) است؛و این آفرینندهیِ آغازینِ آفرینش است.و او «اوّلِ» قدیم است، او «آخر» است؛و او «باطنی» است، بیآنکه به چشمِ جسمانی حاضر باشد.و او «ظاهری» است که هرگز غایب و پنهان نگشته است؛
از چشمِ عارفِ دانا و آگاه.
و او رحمکنندهای است که مؤمنان را در بهشتها جاودانه میسازد؛و دشمنِ خویش را در آتشِ سوزان (سَعیر) میافکند.و من بندهیِ او و فرستادهای به سویِ شما هستم؛
همراه با کتابی نازلشده و نوشتهشده.
تا آنجا که در آن قصیدهاش خداوند او را قدسیت بخشد میگوید:
صاحبِ «فَنجُوَین»، نورِ ابوطالب،از محبتِ او تا آن گنجینهیِ نهفته .اوست به حق، مولایِ والیان (سرپرستان)؛و هیچ مولایی جز او، در آغاز و انجام نیست.
پس چه چیزی در توحیدِ ناب (توحید محض)، از این نیکوتر است؟
و برای او که خداوند روی او را تازه گرداند و جایگاهش را گرامی دارد دیوانِ بزرگی است که تمامِ مضمونِ آن توحید است. و روشِ ما این است که در این کتابِ خود، سرودههای کسانی از شاگردانِ شیخمان و دیگران را که در عصرِ او بودهاند خدا از آنان راضی باشد ذکر کنیم.
پس از گفتههای شیخ ابوالحسین محمد بن علی الجِلّی خداوند او را قدسیت بخشد در قصیدهاش که آغازِ آن چنین است: "بِالْمَقَامَاتِ يَا إِلَهَ الْأَنَامِ" (به حقِ مقامات ای خدای مردمان)، تا آنجا که در آن قدسه الله میگوید:




