هم قضایِ حاجت میکنیم، و تو میمیری و ما هم میمیریم؛ پس تفاوتِ میانِ ما چیست؟!»
پس عرض کردم: «ای سرورِ من، تو تویی! هیچ معبودی جز تو نیست.»
پس فرمود: «آری، من منم.» سپس خواند: ﴿همانا منم خداوند، هیچ معبودی جز من نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یادِ من برپا دار﴾1.
میثم گفت: پس هنگامی که غذا خوردم، من و سفینه خارج شدیم. پس چون به بیرونِ خانه رسیدم، به سفینه گفتم: «ای سفینه، آیا از سرورم آنچه را که من دیدم، تو نیز دیدی؟»
پس سفینه گفت: «من جز اینکه او غذا میخورد، چیزی ندیدم.» پس من سکوت کردم و در پیِ کارِ خویش رفتم.
گواه بر این مطلب، فرمودهیِ خداوند متعال است: ﴿و گفتارِ خود را پنهان دارید یا آن را آشکار سازید، همانا او به رازِ سینهها داناست﴾2.
و از برخی علما روایت شده است که سندِ آن را به سرورمان امیرالمؤمنین ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) میرسانند که ایشان بر منبرِ کوفه میفرمود:
«من آسمان را آفریدم، من فضا را برافراشتم و هوا را تقدیر (اندازهگیری) کردم، و من صاحبِ «سدرة المنتهی» هستم؛ هر که غلو کند در من متوقف میشود، و هر که به نهایت رسد مرا میطلبد.»




