بهراستی که «حجاب» (پرده/مقام رسالت) بر او دلالت کرد، تا آنکه؛برای بندگان تجلی یافت و او را با چشمِ سر دیدند.اما چون او را دیدند که بر آنان تجلی یافته است؛
در روزِ غدیر، او را انکار کردند (و خود را به نشناختن زدند).و او بهراستی همان ازلیِ قدیم و یگانه (فرد) است؛و هیچچیزی جز او نیست، پس او را بپرستید.
و اگرچه شیخِ ما که خداوند روحش را قدسیت بخشد به دلالتِ «حِجاب» که همان «میم»محمد ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) میباشد در روز غدیر بر «معنا»ی خویش (علیِ کبیر) گواه جسته است، پس ما نیز از فضلِ او -رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- در آنچه در قصیدهاش فرموده یاد میکنیم؛ قصیدهای که آغازش چنین است: "إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ يَوْمُ السُّرُورِ"(همانا روز غدیر، روزِ شادمانی است)، تا آنجا که خداوند او را قدسیت بخشد میگوید:
روزی که محمد در میانِ تمامِ آفریدگان ندا در داد،آنگاه که با بیانی روشن و آشکار خبر رساند.در حالی که از فرازِ جایگاهی در سایهسارِ درختانِ تنومند که برای فرمانِ مقدّرِ او گرد آورده بودند به همگان میگفت:همانا این آفرینندهیِ (باریء) شماست، پس او را بشناسید؛
همانا این صورتبخشِ تمامِ تصویرهاست.
همانا این خدایِ شماست، پس به او معرفت یابید؛
همانا این معبودِ شما در تمامِ روزگاران است.
همانا این پروردگارِ شماست، پس او را یگانه بدانید؛
که او از هر شبیهِ و نظیری برتر و والاتر است.




