از جملهی این اشعار، سرودهیِ سید ابوالغُصن جُحی که نام اصلیِ او ثابت بن دُکَین است و یکی از «ایتامِ خمسه» (پنج یتیم/پنج تنِ برگزیده) در دورانِ ظهورِ مولایمان علی بن موسی الرضا -عَزَّ عَزُّهُ- میباشد به روایتِ شیخ ابوالحسین محمد بن علی الجَلّی است:
نهایتِ خواستهی جوینده و مطلوب عشق و محبتِ علی بن ابیطالب است پس هرکه آفریدگار خویش را میطلبد، باید واردِ درگاهِ (بابِ) علی، آن طالبِ پیروزمند گردد
تا آنگاه که او را به چشمِ سر دید، بگوید؛ سخنی راستین که در آن هیچ دروغی نیست:
منزه است آنکه «ناسوت» (کالبدِ بشری) خویش را آشکار ساخت،و «لاهوتِ» (مقام الهیِ) نافذِ خود را در پسِ آن از ما پوشاند.همان که در میانِ آفریدگانش آشکار گشت،
در صورتِ کسی که میخورد و میآشامد.تا آنجا که خلایق او را به چشمِ خویش دیدند،با خط و نگارِ دو ابرو در چهرهای تماماً انسانی.
و از ابونواس، حسن بن هانی رئیس مرتبهیِ آزمودهشدگان (مختبرین)، که همان عبدالرحمن بن ملجمِ آزمودهشده -عَلَيْهِ السَّلَامُ- است این اشعار است:
اگر در ولایت (پیروی و دوستی) به تو خیانت ورزیده باشم،پس به «معنا»یِ آشکار کافر شدهام.و به «اسمِ» او و به «بابِ» او،و به جایگاهِ آن رازِ پنهان کافر شدهام.
نه! سوگند به آنکه بر سنگریزه مُهر نهاد،و سوگند به کسی که به «وصی» کُنیه یافت؛
من هرگز نگفتهام که امامت،از آنِ «تَیم» یا «عَدِیّ» بوده است!
و صحیحترین خوانش در این بیتِ آخر چنین است:
من هرگز نگفتهام که امامتِ من،از آنِ «تَیم» یا «عَدِیّ» بوده است.




