سپس گفتند: «امان، امان ای خدایِ آدم و نسلِ او! و ای خدایِ آسمانها و زمینها، از ما درگذر، بر ما رحم کن و ما را از این عذاب بیرون آور؛ که اگر دوباره به تباهی بازگردیم، بیگمان ستمکار خواهیم بود.»
پس به آنان فرمود: «دور شوید و خاموش مانید در آن و با من سخن مگویید همانا گروهی از بندگانم بودند که میگفتند: پروردگارا ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و بر ما رحم کن و تو بهترین رحمکنندگانی.»
به خدا سوگند، هنوز سخنش را تمام نکرده بود که آنان ستمگران پیشین بر روی صورتهایشان کشیده شدند و گرزهای آتشین و آهنین آنان را فرا گرفت.
سپس مولایمان امیرالمؤمنین ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) فرمود: «ای آدم! ای نوح! ای ابراهیم! ای موسی! ای عیسی! ای محمد! ای یعقوب! ای یوسف! ای داوود! ای سلیمان!»
و پیوسته پیامبران را یکی پس از دیگری به نام میخواند، تا آنجا که هیچ پیامبری نماند مگر آنکه آشکار شد. سپس کشتی نوح، آتش ابراهیم و بتهایی که آنها را شکسته بود، عصای موسی، مادهشتر صالح، برادران یوسف، گرگ، چاه، کاروان، درّه، طوفان، کاخ بلقیس، سرزمین سبأ، زلیخا و تمامیِ امتهای پیشین پدیدار شدند. و همچنین سیحون، جیحون، نیل، فرات، دجله، رود بلخ، اقیانوس محیط، کوه قاف، سد اسکندر، و هر چیزی که در دنیا بود نمایان گشت.
پس مرد حِمیَری و قومش و تمام کسانی که حاضر بودند، سجدهکنان بر صورتهای خود افتادند.
پس مولا (عزّ عزه) فرمود: «سرهای خود را بلند کنید.»




