و فرشتگان نیز درآیند، و کار یکسره شود؟ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده میشود﴾1.
پس در همان حال که نشسته بودند، ناگهان دیدند که فرشتگان دستهدسته و گروهگروه فرود میآیند، و ناگاه امیرالمؤمنین ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) را دیدند که بر رویِ ابری است و شمشیرش ذوالفقار در دستِ اوست و از آن خون میچکد. پس به درِ خانه آمدند، در حالی که ایشان از ابر فرود آمده بود. پس اجازه ورود خواستند و ایشان به آنان اجازه داد؛ داخل شدند و مدتی طولانی سجده کردند و سپس برخاستند.
پس سلمان به ایشان عرض کرد: «ای سرورِ من، ذوالفقار را چه میشود که از آن خون میچکد؟»
پس امیرالمؤمنین ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) به او فرمود: «گروههایی از فرشتگان دربارهیِ من به انکار و ناشناسی پرداختند و اختلاف ورزیدند، پس آنان را با این شمشیرم در ملأ اعلی (عالم بالا) پاک ساختم و فرود آمدم.»
پس سلمان به مقداد گفت: ﴿بگو: بار الها، ای پدیدآورندهیِ آسمانها و زمین، ای دانایِ نهان و آشکار، تو خود در میانِ بندگانت بر سرِ آنچه در آن اختلاف میکردند داوری میکنی﴾2.
و از جمله مواردی که با این معجزه همتایی میکند هرچند انجامدهندهیِ آن معجزات، همان یگانهذات و مالکِ حجابها و اسمها و صفات است روایتی است که با سندِ




