گیاهانِ پارسی و عربی است، که همگی با قندیلهایِ بلورین روشن و فروزاناند؛ و از کثرت، قابل شمارش نیستند.
پس با چشمانِ خود به تمامِ آنچه روبهرو و در برابرِ من بود آشکارا نگریستم، که هیچ شکی در آن نیست؛ و سوگند به پروردگارِ آسمان، این دقیقاً همانگونه است که پیشتر دیده بودم.
«و اینک اینها همان کاخها، غرفهها و میدانهایی است که با چشمانِ خود دیده بودم؛ و تمامیِ آن بناها، خشتی از طلا و خشتی از نقره است که با مروارید، یاقوت و زمرد زینت یافته و مرصّع شده است. و فرشها از انواع دیبا، حریر، سُندس و استبرق است که همگی با طلا بافته شدهاند؛ و همچنین آرایهها و نقشونگارها، اینک دقیقاً همانها هستند.
هیچیک از اینها بر من پوشیده نیست، و من در این لحظه در آن هیچچیزی نمیبینم که در آن زمان ندیده باشم.
در آن هنگام هراسان و وحشتزده از آن شهر بیرون آمدم و با خود گفتم: «خداوند در عوضِ حیوانِ گمشدهام، چیزی به من عطا کرده که هزار هزار بار (میلیونها بار) از آن بهتر و باشکوهتر است.» و گفتم: «میروم و شترانی میآورم تا از این طلا و جواهرات بر آنها بار کنم؛ آنقدر که من، فرزندانم، نوادگانم، خاندان و قبیلهام را بینیاز سازد.»
پس در حالی که در اندیشهیِ رزقی بودم که خدا به من بخشیده بود، ناگاه دری که از آن وارد شده بودم را گم کردم و اینک این دقیقاً همان در است که در اینجا حاضر است، اما آنجا دیگر آن را نمیدیدم پس یقین کردم که بیگمان هلاک خواهم شد.




