مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

کتاب هـدایه المسـترشـد و سـراج المـوحـد - ابی صالح الدیلمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 113 من 282

و شروع به سخن گفتن با او به زبان هندی کرد؛ در حالی که کسریٰ می‌شنید اما چیزی از آن نمی‌فهمید.

هنگامی که مرد هندی سخنش را با هرمز به پایان رساند، کسریٰ از هرمز و تسلطِ او بر زبان هندی در شگفت ماند. پس هرمز رو به کسریٰ کرد و گفت: «ای پادشاه، این مردِ هندی از جانبِ پادشاهِ هند خبر می‌دهد که او به سوی تو آمده تا تو را از سلطنت خلع کند؛ چرا که خبرِ سرکشی و ستمِ تو به او رسیده است.»

کسریٰ به او گفت: «پادشاهِ هند به کجا رسیده است؟ و کجا فرود آمده؟» هرمز گفت: «می‌گوید که او در نزدیکیِ ماست.»

کسریٰ گفت: «چاره چیست و چگونه به سوی لشکرمان بگریزیم تا برای رویارویی با این هندی و پیکار با او گرد هم آییم؟»

در حالی که آنان در این گفتگو بودند، ناگاه کسریٰ چشم گرداند و دید که دشت و صحرا از هندیان پر شده است؛ تمامیِ بیابان مملو از آنان بود که همگی بر فیل‌ها و دیگر جنبندگانِ دریایی سوار بودند، موجوداتی که خشکی‌نشینان از عرب و عجم آن‌ها را نمی‌شناسند.

تمامِ دشت از آنان پر گشت و همچون ملخ از هر سو فرو می‌ریختند تا آنکه از تمامیِ جهات کسریٰ و هرمز را محاصره کرده و بر آنان حلقه زدند. و آن نخستین مردِ هندی آمد و در کنارِ این برکه که لبالب از آب بود فرود آمد. سپس دستور داد کسریٰ را حاضر کنند و به او گفت:

الصفحة 113 من 282