إِلَى اللَّهِ وَبَلَغْتَ الكِفَايَةَ، وَنِلْتَ المُرَادَ وَالنِّهَايَةَ؛ فَهَا أَنَا أَسْأَلُكَ عَشْرَ مَسَائِلَ يَجِبُ عَلَيْكَ وَعَلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ مَعْرِفَتُهَا.
قَالَ الرَّجُلُ: مَا هِيَ يَا مَوْلَايَ وَعَالِمَ سِرِّي وَنَجْوَايَ؟ مُنَّ عَلَى عَبْدِكَ وَارْفِقْ بِهِ، جُعِلْتُ فِدَاكَ.
مولایمان که شکوهش افزون باد به او فرمود: «چه نیکو زادی اندوختهای؛ با این حال، باکی بر تو نیست (شایسته است) که شمهای از معرفتِ مولای خویش را بدانی، تا به واسطه آن در دنیا به اخلاص رسی و از عقوبت به آن پناه ببری. پس گمان مبر که به (کنه) الله رسیدهای و به کفایت دست یافتهای و به مقصود و غایتِ نهایی نائل شدهای؛ اینک من از تو ده مسئله میپرسم که شناخت آنها بر تو و بر هر مؤمنی واجب است.»
آن مرد گفت: «ای مولای من و ای دانایِ راز و نجواهای من، آنها کدامند؟ بر بندهی خویش منت گذار و با او مدارا کن، فدایت شوم.»




