در امام)" و با دستش به امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- اشاره کرد و گفت: "اوست که روحم را به جسمم بازگرداند و مرا زنده کرد و برپا داشت."
آنها با دیدن این صحنه گفتند: "ای امیرالمؤمنین، تو را به خدا سوگند میدهیم که این مرد را به قبرش بازگردان؛ زیرا اگر مردم او را ببینند و بدانند که تو زندهاش کردهای، از دین برمیگردند و درباره تو همان را میگویند که مسیحیان درباره مسیح -عَزَّ عَزُّهُ- گفتند و تو را به عنوان پروردگار و معبود برمیگزینند."
پس حضرت به آن مرد فرمود: "به همان حالتی که بودی بازگرد." پس او بازگشت و قبر بر او بسته شد.
سپس علی -عَزَّ عَزُّهُ- به آنها فرمود: "اگر بخواهید، نامههایی (صحیفههایی) به شما میدهم که در آن ذکر کارهایی که پیش فرستادهاید، آنچه اندوخته و گنجینه کردهاید، و ذکر آنچه از شما سر زده و خواهد زد، و آثار و عمرهای شما تا پایان زندگیتان در آن باشد."
گفتند: "ما مشتاقیم، هرچند شک نداریم که تو بر هر کاری توانا هستی." پس ایشان برای هر یک از آنها نامهای بیرون آورد که در آن همان چیزهایی که فرموده بود ذکر شده بود. آنها نامهها را گرفتند و همگی نزد رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- آمدند و ماجرا و آنچه به چشم دیده بودند را بازگو کردند.




