إِقْرَأْ ﴿إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ﴾1.
«روایت شده است که ابوبکر، عمر و سعد بن ابیوقاص نزد رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- آمدند و گفتند: "ای رسول خدا، هیچ پیامبری نیامد مگر آنکه نشانههای خود را آورد، و هیچ وصی و جانشینی نبود مگر آنکه معجزهای آشکار کرد. ما از نشانههای تو دیدیم آنچه را که با آن بر نبوتت استدلال کردیم و رسالتت را تصدیق نمودیم؛ اکنون میخواهیم که علی بن ابیطالب -عَزَّ عَزُّهُ- معجزهای به ما نشان دهد تا با آن بر امامتش استدلال کنیم."
رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمود: "ای علی، برخیز و برای آنها مردهای را زنده کن."
پس علی -عَزَّ عَزُّهُ- همراه آنان برخاست تا به گورستان رسیدند و بر سر قبر "سعد بن مسعده" که نُه سال از مرگش میگذشت، ایستادند. آنها گفتند: "ما این مرد را میشناسیم و میخواهیم او را برای ما زنده کنی تا او را ببینیم." حضرت دستور داد که روی قبر را بپوشانند. سپس سخنانی گفت که فهمیده نمیشد؛ هنوز کلامش تمام نشده بود که قبر شکافت و آن مرد برخاست، در حالی که خاک از چهره و محاسنش میتکاند و به آنها گفت: "وای بر شما! این همان 'الله' است (با اشاره به قدرت الهی تجلی یافته




