مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 66 من 478

به استقبالش آمد، دست او را گرفت و بوسید. آن مرد دست مرا گرفت و به دست غلام داد و به او فرمود: «دست مولایت را ببوس.» و غلام دست مرا بوسید.

وارد شدیم تا به میان حیاط خانه رسیدیم؛ جاریه‌ای (کنیزی) به سوی ما آمد و همان کاری را کرد که غلام انجام داده بود. سپس نشستیم و او غذا خواست؛ گویی غذا آماده بود و بی‌درنگ حاضر شد. با هم غذا خوردیم، سپس سفره جمع شد و دست‌هایمان را شستیم و باقی‌مانده غذا را در سینی برداشتند. چون خواستم برخیزم و بروم، به من فرمود: ...

آن مرد بزرگ‌منش فرمود: «بنشین.» پس نشستم.

سپس فرمود: «ای اباطاهر، همانا خداوند تبارک و تعالی مال بسیاری روزی من کرده و املاک و زمین‌های وسیعی دارم. دوست دارم تا زمانی که حجّت را به پایان می‌بری از من جدا نشوی. پس از آن، اگر دوست داشتی به شهر خود بازگردی، من آنچه را که برای حمل بار و بنه و هزینه‌ی سفر بازگشتت لازم است فراهم می‌کنم؛ و اگر دوست داری با نگریستن به چهره مبارک و فرخنده‌ات دل مرا شاد کنی و در همسایگی من باشی و با مردان پرهیزگار دیدار کنی و به جستجوی علوم سرورانمان اهل‌بیت -عَزَّ عَزُّهُ- بپردازی، پس امیدوارم ان‌شاءالله تصمیمت بر ماندن در اینجا باشد.»

الصفحة 66 من 478