میکند و آن را در وجود او استوار میگرداند. همچنین دنیا را به عنوان نعمتی از جانب خود و نیز به عنوان آزمونی برای او، به وی میبخشد. سپس واجبات را به او میشناساند و تکالیف را بر او مقرر میکند.
پس اگر او به آنچه خداوند واجب کرده و تکلیف نموده عمل کند، خداوند ایمانش را نیرو میبخشد و آرزوهایش در مسیر کمال را تقویت میکند. اما اگر به مال خویش بخل ورزد و از ترس فقر، تکالیف الهی را ترک کند و بر جمعآوری مال حرص ورزد و در آنچه خداوند به او فرمان داده شک نماید، خداوند ایمان او را ضعیف میکند و آنچه از امور دنیا به او بخشیده بود، از وی باز پس میگیرد.
در این هنگام، او به خاطر از دست دادن مال بیتابی میکند و صبرش کم میشود. این در حالی است که آن مالی که خداوند از او باز پس گرفته، به مراتب تهیتر و بیارزشتر از آن ایمانی است که در قلبش بوده و تضعیف شده است. پس خداوند ایمانش را باز هم ضعیفتر میگرداند، لباس ذلت بر او میپوشاند و او را محتاجِ بدترینِ خلقِ خود میکند.»
آن مرد بزرگمنش ادامه داد: «و من به یقین میدانم که خداوند تبارک و تعالی، آن مالی را که از تو بازپس گرفته، نزد دل تو شیرینتر از ایمان قرار نداده است (یعنی ایمان هنوز برای تو عزیزتر است). پس به سوی خدا روی آور و به حقیقتِ خویش بازگرد و بدان




