مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 61 من 478

طَفِسٌ وَلَا رَجِسٌ وَلَا دَنِسٌ وَلَا زَنِيمٌ وَلَا ذَمِيمٌ وَلَا أَثِيمٌ وَلَا أَخْرَسٌ وَلَا أَبْرَصٌ وَلَا أَجْذَمٌ وَلَا مَأْفُونٌ وَلَا مَأْبُونٌ وَلَا مُوَسْوَسٌ وَلَا مَجْنُونٌ.

آن مرد بزرگ‌منش فرمود:«از ابوسعید خُدری روایت شده است که گفت: نزد پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- بودم که امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- وارد شد. پیامبر به احترام او تمام‌قد ایستاد، میان دو چشمانش را بوسید و به او فرمود: ای علی! به خدا سوگند که امت من جز به وسیله شیعیان تو و محبت تو به بزرگی و شرف نرسید؛ و ای علی! هرگز کسی تو را دوست نمی‌دارد مگر آنکه پاک‌نهاد باشد، و آنان که ناپاک، آلوده، پلید، ننگین، حرام‌زاده، نکوهیده، گناهکار، در حق گنگ، دچار برص (پیسی) و جذام، سست‌خرد، بدنام، وسواسی و دیوانه باشند، محبت تو را در دل نخواهند داشت.

و من دیدم ای اباطاهر که این حال و بیماری (بی‌هوشی) بر تو عارض شد؛ آیا این دردی دیرینه است تا تو را درمان کنم و به بهبودی‌ات همت گمارم، یا پیشامدی است که در همین لحظه بر تو عارض گشته؟»

پس به او گفتم: «پیشامدی است که در همین ساعت برایم رخ داده و پیش از این سابقه‌ای نداشته است.»

به من فرمود: «علت این پیشامد که موجب چنین حالی شده چیست؟»

به او عرض کردم: «حیا و شرم مرا از شرح آن بازمی‌دارد...»

الصفحة 61 من 478