مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 60 من 478

وقتی او متوجه شرمساری من شد، به مردم دستور داد که از اطراف من پراکنده شوند و آن‌ها نیز چنین کردند. چون کسی باقی نماند، دستم را گرفت و با من مصافحه کرد و فرمود: «خداوند یاری‌ات دهد، تو کیستی؟»

عرض کردم: «دوستدار تو، ابوطاهر سابور بن قاسم بن سابور.»

فرمود: «اهل کجایی ای اباطاهر؟»

گفتم: «از خراسان.»

فرمود: «کجای خراسان؟»

گفتم: «از طالقان.»

فرمود: «آیا از شیعیان علی -عَزَّ عَزُّهُ- هستی یا از پیروان عایشه و ابوبکر و عمر (لعنت‌الله علیهم)؟»

گفتم: «از شیعیان علی هستم.»

فرمود: «ای اباطاهر! ...»

قَدْ رُوِيَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ أَنَّهُ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ النَّبِيِّ -عَزَّ عَزُّهُ- وَإِذْ أَتَاهُ أَمِيرُ المُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- فَقَامَ لَهُ قَائِمًا عَلَى قَدَمَيْهِ وَقَبَّلَ مَا بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَقَالَ لَهُ: وَالله مَا تَشَرَّفَتْ أُمَّتِي إِلَّا بِشِيعَتِكَ يَا عَلِيُّ وَمَحَبَّتِكَ يَا عَلِيُّ وَإِنَّهُ لَنْ يُحِبَّكَ يَا عَلِيُّ لَا نَجِسٌ وَلَا

الصفحة 60 من 478