مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 59 من 478

عَنْ أَبِي عَبْدِ الله جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: مَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ شِيعَتِنَا أُصِيبَ بِمُصِيبَةٍ أَوْ لَحِقَتْهُ نَكْبَةٌ أَوْ إِمْتُحِنَ بِمِحْنَةٍ وَصَبَرَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مُتَوَالِيَاتٍ لَمْ يَشْكُ حَالَهُ إِلَى أَحَدٍ لَمْ يَخْرُجْ عَنْهُ الْيَوْمُ الْرَّابِعَ إِلَّا وَيَأْتِيهِ الْفَرَجُ.

«از اباعبدالله جعفر بن محمد امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت است که فرمود: هیچ‌یک از شیعیان ما نیست که به مصیبتی دچار شود، یا سختی‌ای به او رسد، یا به آزمونی امتحان گردد و سه روز پیاپی صبر پیشه کند و حالِ زبان به شکایت نگشاید، مگر آنکه روز چهارم فرانرسد جز آنکه گشایش (فرج) برای او پدید آید.»

پس وضویی کامل ساختم و به حرم آمادم و سه شبانه‌روز اعتکاف کردم؛ در این مدت نه غذایی خوردم، نه آبی نوشیدم و نه خوابی به چشمم آمد. چون روز چهارم شد و خورشید به پایان روز نزدیک گشت، برخاستم تا نماز گزارم که ناگهان غباری (بخاری) در برابر چشمانم برخاست که همه‌جا را تیره کرد، توانم ضعیف شد و چیزی تمام قلبم را فرا گرفت و بیهوش بر زمین افتادم.

سپس از بیهوشی به‌هوش آمدم و ناگهان مردی را دیدم که زیباترین چهره را در میان مردمان داشت، با خوش‌ترین جامه، پاکیزه‌ترین رایحه و شیرین‌ترین گفتار. او سرم را در آغوش گرفته و بر دامان خویش نهاده بود و چهره‌ام را مسح می‌کرد و دستم را می‌بوسید. چون چشم گشودم و در چهره‌اش تامل کردم، از روی شرمندگی نشستم.

الصفحة 59 من 478