مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 55 من 478

نمی‌کرد که او نزدش بالا بیاید، بلکه خود تا آنجا که او بود (دمِ در) پیاده می‌رفت و با او دیدار می‌کرد، او را به سینه می‌فشرد و همچون مشتاقی واله، او را می‌بوسید.

هرگاه برایش غذا می‌آوردند و او به مقدار نیاز می‌خورد، آنچه در طبق باقی می‌ماند برمی‌داشت تا برای برادرانش بگذارد؛ و برای هر کدام از برادرانش که به دیدارش می‌آمدند، غذایی غیر از آن طبق می‌آورد تا او به قدر حاجت بخورد. چون شامگاه می‌شد، می‌نگریست که کدام‌یک از برادرانش نیامده‌اند، پس باقی‌مانده غذا را برای آنان می‌فرستاد و نمی‌گذاشت هیچ‌یک از غلامان یا اطرافیانش از آن غذا بخورند.

او با برادرانش رازهایی را در میان می‌گذاشت که از من پنهان می‌کرد؛ و هیچ‌گاه نمی‌خوابید و خواب او را نمی‌ربود مگر آنکه از اخبار برادرانش – چه آنان که حاضر بودند و چه آنان که غایب – آگاه می‌شد. هرگاه می‌خواست با آنان برای مذاکره و گفت‌وگو جمع شود، نه من به آن مجلس راه می‌یافتم و نه هیچ‌یک از غلامان و اطرافیانش.

من نیز هرگاه با او خلوت می‌کردم و فرصتی می‌یافتم، دست و پایش را می‌بوسیدم و از او می‌خواستم که چیزی از نشانه‌های دینم را که مایه‌ی نجاتم باشد به من بشناساند.»

پدرم در پاسخ می‌گفت: «پسرم! اگر در عالم غیب برای تو بهره‌ای باشد، آن را به دست خواهی آورد.»

الصفحة 55 من 478