«سزاوار است که این نکته تو را به ترکِ بدگویی از برادرت وادارد؛ و این بر سه وجه است: نخست آنکه شاید او را به عیبی یاد کنی که در خودت نیز هست؛ پس چه گمانی داری وقتی برادرت را به چیزی عیب میجویی که در خودت نیز وجود دارد؟
و شاید او را به امری یاد کنی که در خودت بزرگتر و بدتر از آن هست؛ که در این صورت با آن سخن، بیش از او سزاوار خشم پروردگارت خواهی بود.
و شاید او را به امری یاد کنی که خداوند تو را از آن عافیت بخشیده، اما برادرت را به آن مبتلا ساخته است؛ پس در این صورت خدای مولای خود را بر آن عافیتی که به تو داده است سپاس گوی. و السلام.»
تَمَّ الْكِتَابُ بِحَمْدِ الْعَلِيِّ الْعَلَّامِ، الَّذِي أَفَاضَ عَلَيْنَا هَذِهِ الْأَنْعَامَ، جَعَلَهُ اللَّهُ عِلْمًا ثَابِتًا فِي قُلُوبِ إِخْوَانِنَا الْعَارِفِينَ وَأَهْلِنَا الْمَيَامِينِ، وَوَفَّقَ بِهِ كُلَّ طَالِبِ حَقِيقَةٍ دَءُوبٍ ذِي هِمَّةٍ عَالِيَةٍ، يَرْغَبُ فِي كَسْبِ الْعُلُومِ وَالتَّرَقِّي فِي صِرَاطِ الْمَعْرِفَةِ وَالْفُنُونِ، فَذَاكَ الْوَاجِبُ عَلَى طُلَّابِ الْحَقِيقَةِ وَسَالِكِي الطَّرِيقَةِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
کتاب با سپاس و ستایش خداوند بلندمرتبه و دانایی که این نعمتها را بر ما ارزانی داشت، به پایان رسید. خداوند این اثر را دانشی استوار در دلهای برادرانِ عارف و کسانِ نیکفرجام ما قرار دهد، و با آن، هر جویندهی حقیقتی را که کوشا و دارای همت




