اطلاق میگردد؛ و به خاطر همین است که او برخاست و ظاهر شد و به سبب جایگاهش دیده شد و نگریسته شد.
او در میان ماست، اما نه به سبب صفتی که به او وابسته باشد؛ بلکه آنچه از او ظاهر گشت، به دلیل مشابهت با اهل این سرا (جهان) و برای آزمایش بود تا حجت بر کسی که ظهور را انکار کرد قائم شود و کسی که اقرار کرد و حجت را قصد نمود رستگار شود، و بدکارِ ناتوان و سایر گروههای منحرف هلاک گردند.
و هر کس که این ظهور را در حال وجود بازشناسد و اذعان نماید و سپس پس از اثبات وجودش، آن صفات و محدودیتها و نشانهها و تقدیرهایی را که مشاهده کرده بود نفی کند، و علم خود را بر این امر استوار سازد پس از آنکه او را موجود، شناختهشده، موصوف، چیره، ظاهر و مکشوف دید و اقرار کرد که او لطیف است و هیچ صفتی او را در بر نمیگیرد و معرفتی بر او احاطه نمییابد پس هر کس از اهل توحید این را بشناسد و به آن اقرار کند و بر این اقرار استوار بماند، در حالی که دانشمند و به علمش عامل باشد و هیچ شک و تردیدی نداشته باشد، و در عین حال ظاهر را برپا دارد و به باطن محقق شود و در عین اثبات، نفی کند؛ چنین کسی تعالی مییابد و به علمی میرسد که خاصتر و خالصتر از این علم است و در درجهای والا در کنار اهل صفا جای میگیرد.




