مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 455 من 478

شریف قرین گردان و در زمره و گروه آنان قرار ده؛ و این جوان را نیز به من ملحق کن و او را با لطف و رحمتت همراه من ساز، که تو بر هر کاری توانایی.»

هنوز سخنش به پایان نرسیده بود که سرورم امام رضا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «بمیر!»؛ پس او در حالی که من بدو می‌نگریستم، جان سپرد. امام دستور داد او را آماده (غسل و کفن) کنند، پس چنین شد و بر او نماز گزاردند. هنگامی که او را به خاک سپردیم، امام به من فرمود: «آیا دوست داری تو را به او و به آن جهانی که در آن است، ملحق سازم؟»

عرض کردم: «ای سرور من، من همین را می‌خواستم.» فرمود: «بمیر!» پس مردم و دیدم که روحم در ملکوت شناور است و در قبضه (تحت فرمان) سرورم امام رضا -عَزَّ عَزُّهُ- بود، تا آنکه ایشان مرا در این صورتی قرار داد که اکنون مرا با آن می‌بینید. مرا در جهانی جای داد که در آن مورد تکریم و تعظیم هستم و در کارهایم اختیار دارم و هر چه را بخواهم انجام می‌دهم.

و در سالی که با تو دیدار کردم ای عبدالله، قصد حج کرده بودم و سرورم به من اجازه داد؛ پس به حج رفتم و با تو دیدار کردم و از پیوند میان تو و ابوطاهر صابور بن قاسم باخبر شدم و دانستم که شما هر دو در عبادت کوشا و در ایمان مخلص هستید. در حال طواف، امام رضا -عَزَّ عَزُّهُ- را دیدم و به ایشان عرض کردم: «ای سرور من، من

الصفحة 455 من 478