سهمگین قدیم نسوخته بودند؛ و آثاری را مشاهده کردیم که پادشاه پیشتر وصف کرده بود، دقیقاً به همان شکلی که گفته بود.
چون در آن شگفتیها تأمل کردیم، پرسیدیم: «ای سرور ما، راه رسیدن به آن قوم (مردمان برگزیده) چگونه است؟»
فرمود: «از همین دری که آب از آن بیرون میآید؛ و به زودی امری شگفتانگیز خواهید دید.»
در همین حال که سخن میگفتیم، ناگهان کشتی سپیدی پدیدار گشت که در آن همان مردی بود که سرورم در خواب دیده بود و آن دو سوار که پیشتر در "مجلس سوم" ذکرشان گذشت، همراهش بودند. چون او را دیدیم، بیاختیار به سجده افتادیم. او به ما فرمان داد که سرهایمان را بلند کنیم. در آن حال دیدیم که آن کشتی در خشکی در کنار ماست، در حالی که آب همچنان به روال خود جریان داشت.




