آنان در طلب دانش هدفی جز عمل کردن به آن نداشتند؛ و نقل کردهاند همانگونه که یک نادان از کارِ بدون آگاهی سودی نمیبرد، دانشمند نیز اگر به علم خود عمل نکند، از دانشش بهرهای نخواهد برد. بر انسان خردمندی که به علمش عمل میکند سزاوار است که این دانش را به هر کس که شایسته و مستحق آن است، بیاموزد.
همچنین یادآور شدهاند که هدف آنان از رسیدگی به جسم تنها فراهم کردن آسایشِ بدن برای خدمت به روح بود؛ زیرا نفس را چون «مرکبی» میدانستند که نباید کورکورانه از آن اطاعت کرد و نباید باری بیش از توان بر دوشش نهاد.
درباره نوشیدن نوشابههای خاص یا شراب در آن بافت تاریخی نیز گفتهاند که رغبتشان از روی هوی و هوس نبود، بلکه به این دلیل بود که باعث افزایش نشاط در طبع میشد؛ چرا که با برانگیختن حرارت غریزی، روح نیرو میگرفت، جسم با آن همراه میشد، فکر بیدار میگشت و جان با نورِ حکمت، تیزهوشی و دانش روشن میشد.
و ذکر کردهاند که آنان «دیوانهایی» (اداراتی) برای پزشکان، ستارهشناسان و دانشمندان برپا ساخته بودند و در آن حکیمانی را گماشته بودند تا به جویندگان، دانش بیاموزند. هرگاه مردی از آنان در فنِ پزشکی به کمال میرسید و شناختش کامل و دانشش استوار میگشت، نامش را در «دیوان پزشکان» ثبت میکردند، از بیتالمال هزینهی زندگیاش را میپرداختند و او را به خدمت مردم میگماردند؛ با این شرط که




