پدر پاسخ داد: «اینکه هر چیز را در جای خود قرار دهی، و نیکی را در حقّ اهلش و ثروت را در میان مستحقانش به کار بندی.»
پسر پرسید: «ای سرورم! کدام دانشها برتر و درخشانتر است؟»
پدر گفت: «دانش ربّانی و طبابت روحانی. دانش ربانی، همان دانش سروران ما اهلبیت -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ و اینکه در آنچه گفتهاند تفقه (فهم عمیق) کنی و در آنچه ذکر کردهاند تدبّر نمایی.»
پسر پرسید: «ای سرورم! طب روحانی چیست؟»
پدر گفت: «اینکه به آداب آنان مؤدب شوی و به کارهای آنان عمل کنی، و در هیچ سخنی با آنان مخالفت نورزی و در هیچ فرمانی از آنان نافرمانی نکنی.»
پسر به او گفت: «ای سرورم! روایت شده است که هرگاه معرفت و ایمان درست و استوار گشت، عمل باطل (ساقط) میشود؟»
پدر گفت: «ای فرزندم! همانا علم و عمل با هم پیوند خوردهاند و هیچیک جز با دیگری استوار نمیماند. قوام، ستون و گوهرِ دانش، ایمان است؛ و قوام و گوهرِ عمل، محافظت بر نیکی به برادران است.»




