مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 4 من 478

تا اینکه گزارشگری (خبرچینی)، گزارش مرا به سلطان داد و حقیقتِ کارم را برای او فاش کرد؛ پس سلطان دستور بازداشت مرا صادر نمود. شبی از شب‌ها، در حالی که با گروهی از برادرانم در خانه‌ام جمع بودیم، ناگهان به خانه‌ام یورش بردند. بیرون آمدم و رئیس شهربانی (صاحب شُرطه) را دیدم؛ چون مرا دید، دستور داد دستانم را از پشت ببندند و قصدِ هجوم به خانه‌ام را داشت. برادرانم کتاب‌هایی همراه داشتند که می‌خواندند؛ پس هیچ شک نکردم که او آنان را دستگیر خواهد کرد و کتاب‌ها را خواهد گرفت.

در آن حال، به حقیقتِ خویش و اخلاص نیتم بازگشتم و با آن کس که از نهانم آگاه بود، به مناجات پرداختم. در حالی که در اندیشه کار خویش بودم، ناگاه سواری که پیشاپیش او جوانی می‌دوید پدیدار گشت تا اینکه به سوی ما آمد و به رئیس شهربانی گفت: «بند از دستانش بگشای و همراه ما داخل شو تا خانه را بازرسی کنیم و کتاب‌های موجود در آن را بگیریم و برادرانش را بازداشت کنیم و ببینیم آیا همان‌گونه که گزارشگر گفته، حقیقت دارد یا نه.»

پس بند از دستانم گشود و آن مَرد، دست من و دست رئیس شهربانی را گرفت و پیوسته اتاق‌ها را جستجو می‌کرد تا به اتاقی رسید که برادرانم در آن جمع بودند. بر درگاه ایستاد و سپس وارد شد و من و رئیس شهربانی همراه او بودیم، اما هیچ‌کس را

الصفحة 4 من 478