خطایی یا در محاسبات ما غلط و لغزشی یا چیزی خارج از اصول علم نجوم یافتی، خونِ ما بر پادشاه حلال است و خداوند تو را بابت آن بازخواست نخواهد کرد.
اما اگر دریابی انتخابی که ما کردیم و رصدی که آشکارا به ثبت رساندیم، در نیکبختترین زمان (سعدترین وقت) بوده و تمامی ستارگان در آن لحظه با دیده نیکبختی ناظر بودند و در برجهای شرف خود قرار داشتند و با هیچ اختر نحسی همنشین (مقارن) نبودند، آنگاه پادشاه بداند که این امر از سوی خداوند تبارک و تعالی جاری شده و ما را در آن دخالتی نیست؛ و همانا خداوند تبارک و تعالی در این ماجرا رازی دارد که پس از مدتی بر تو آشکار خواهد شد و ما از تقصیر در آن بری هستیم.»
پس پادشاه از مجازات منجمان دست کشید و دستور داد به کودکان رسیدگی کنند و کسی از نگهداری آنان دلتنگ و ملول نشود. او به تمام شهرها و اقلیمها نامه فرستاد تا پزشکان حضور یابند. آن کنیزک (دخترِ شاهِ شاهان) نیز پیکی نزد پدرش فرستاد و او را از وضعیت فرزندانش و آنچه بر سر منجمان و کشتار آنان آمده بود، آگاه ساخت و از او خواست تا پزشکانی را به سوی او روانه کند.
پس هیچکس که به مهارت در طبابت شهره بود و بهرهای از علم و حکمت داشت باقی نماند، مگر آنکه نزد پادشاه هند آمد. آنان به کودکان نگریستند و درمانها و داروهایی




