وَفِي الرَّخَاءِ شَكُورًا، وَفِي خَلْوَتِهِ وَقُورًا خَجُولًا، وَلله ذَاكِرًا، وَمِنْهُ وَجِلًا، فَمَنْ لَا يَكُونُ كَذَلِكَ فَلَيْسَ بِعَارِفٍ.
پدر گفت: «از عالم (امام) علیهالسلام برای ما روایت شده است که فرمود: بیشترین ترس از خدا آنگاه است که انسان خدا را شناخته باشد. پس هر کس گمان (ادعا) میکند که شناسایِ خداست و از او بیم دارد، باید در شب و روزش و در سختی و آسایشش، بر این دانایی و یقین باشد که خداوند او را میبیند و از نهان و رازِ (نجوایِ) او آگاه است.
پس باید به خدا اعتماد و اطمینان داشته باشد، در گفتارش راستگو، در سختیها شکیبا و در آسایش سپاسگزار باشد؛ در خلوتِ خود باوقار و باحیا باشد، همواره یاد خدا کند و از عظمت او بیمناک (و لرزان) باشد. پس هر کس چنین نباشد، عارف نیست.»
پسر به او گفت: «ای سرورم! هرگاه انسان عارف شد، آیا کامل شده و در معرفت به فنا (کمال نهایی) میرسد؟»
پدر به او گفت: «معرفت هرگز کامل نمیشود مگر به وسیله دین.»
پسر پرسید: «ای سرورم! دیندار به چه چیزی شناخته میشود و بهترینِ کارهای او چیست؟»




