شیخ به او گفت: «من دانش آن را نزد خود دارم و آنچه را از من پرسیدی، انشاءالله در مجلسی دیگر برایت بازگو خواهم کرد.»
سرورم به پادشاه فرمود: «ای پادشاه، شما گروه هندوان با وجود فضیلت، دانش و فهمتان، این خانه (بتکده) را میپرستید؛ در حالی که از صاحب این خانه، چنین نشانهها، معجزات و امور عظیمی آشکار شده است!»
پادشاه گفت: «پناه بر خدا از این سخن که ما بتپرست باشیم!»
سرورم فرمود: «آیا پادشاه (که خدا عمرش را طولانی کند) دلیل برپایی این خانه را به ما میگوید؟ و اینکه آیا مردم بر پرستش آن همداستاناند یا پراکنده؟»
پادشاه گفت: «در سخنان من نکتهای است که باید آن را بفهمی تا به آنچه از من دیدی آگاه شوی و عذر من در رفتارهایم برایت روشن و رازم آشکار گردد. بدان که خدایت یاری دهد، صاحب این خانه که داستانش را برایت میگویم (همانگونه که از او شنیدی)، در هر هزار سال یکبار ظاهر میشود و همان کارهایی را انجام میدهد که برایت بازگو کردم. مردم گروه گروه نزد او گرد میآیند، بر او وارد میشوند و گرد او طواف میکنند و همان معجزاتی را از او میبینند که من برایت توصیف کردم و تو خود شاهد بودی. او مردم را آگاه میسازد و به آنان میآموزد که در هزار سال گذشته چه شده است و در هزار سال آینده چه خواهد شد. آنها نیز آنچه را او میگوید و یادآور




