از بصیرتش کنار میرفت، شگفتی و شیفتگی او به حقیقتِ آن مروارید، بسیار بیشتر از ظاهرش میبود."
پس چون این فصل از خطبهی ایشان را خواندم، نفسم به تنها نگاه کردن به ظاهر بدون دانستن حقیقتِ آن قانع نشد و شأن خود را بالاتر از آن دیدم که به نادانی منسوب شوم. در سخن خداوند متعال تأمل کردم که میفرماید: «و چه بسیار نشانهای در آسمانها و زمین است که بر آن میگذرند، در حالی که از آن رویگرداناند.» (یوسف: ۱۰۵). پس با تأمل در این آیه، بر آن شدم که از شناخت این گوهر و آنچه بر آن دلالت میکند، رویگردان نباشم.
همچنین در این کلام خداوند تأمل کردم که: «به زودی نشانههای خود را در آفاق (جهان هستی) و در جانهایشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان روشن شود که او حق است...» (فصلت: ۵۳)؛ پس دانستم که در آفرینش انسان، چیزی است که به شناخت خداوند راهنمایی میکند.
و باز در این کلام خداوند تأمل کردم که: «خداوند ابایی ندارد که به پشه و فراتر از آن مَثَل بزند؛ پس آنها که ایمان آوردهاند میدانند که آن حقی است از جانب پروردگارشان، و اما کافران میگویند: خدا از این مثل چه قصدی داشته است؟ خدا با




