مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 294 من 478

به او گفت: «همانا کسانی که نظرِ آنان را می‌طلبم و بر دینِ آنان در پیشِ خداوند متعهدم، این نیکی را از جانبِ من نمی‌پذیرند و گرفتنِ مالِ مرا روا نمی‌شمارند و حتی هجرِ مرا برمی‌گزینند.»

سرورم به او گفت: «و چرا این گونه است؟»

گفت: «چون اگر آن امر را به تو ذکر کنم، برای من در آن نقص و کسری خواهد بود.»

سرورم به او گفت: «به خدا سوگند می‌دهم تو را مگر آنکه مرا از آن آگاه سازي، تا آنچه را می‌پسندی در آن عمل کنم و به واجبِ آن توجّه نمایم.»

پس او به سرورم گفت: «در این شهرمان گروهی مؤمن هستند و آنان اندکی‌اند. تو آنان را به ظاهرِ انسانی می‌بینی، اما چون آنان را آزمویی، می‌یابی که در معنا فرشتگانی مقربند. اجسادشان پراکنده‌اند اما روح‌شان یک روحِ واحد است. چنان‌که گویی یکی از آنان عبادتِ برادرش را می‌کند و دنیا به تمامِ وجودِ آن پیشِ آنان به اندازه‌ی بالِ پشه‌ای نیست. هیچ‌یک از آنان گمانی به فردا ندارد و اگر روزی‌اش را داشته باشد، بی‌اعتنایی می‌ورزد.»

سرورم به تاجر گفت: «پس با آنان نرمش کن تا این مال را بپذیرند.»

تاجر برای او جایگاه‌هایشان را شرح داد و نام تک‌تکِ آنان را با نسبت‌هایشان برشمرد. سرورم به من دستور داد که مال را حمل کنم؛ پس من آن را بر داشتم. سرورم به سراغِ

الصفحة 294 من 478