مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 285 من 478

نمی‌کردم آن جواهر را آشکار کنم. قصد کردم که از او کناره بگیرم و تنها شوم، اما راهی به آن نیافتم.

چون این وضع بر من طولانی گشت، در یکی از راه‌ها نشستم و آن جوان نیز در کنار من نشست. من از او روی می‌گرداندم و او با تمام وجود به من روی می‌آورد. چون درنگِ او بر من به درازا کشید، گفتم: «ای سرورم، نمی‌دانم کارِ خویش با تو را بر چه حالی حمل کنم چه برداشتی داشته باشم؛ تو چنان همراهِ من شده‌ای که مرا به شک انداخته‌ای، پس مرا آگاه کن که از من چه می‌خواهی؟»

او به من گفت: «من همان برادرِ ایمانیِ تو هستم که نزد کنیزت می‌آمدم و آن طعامی را که برای تو می‌آمد، به او می‌سپردم.»

گفتم: «چه چیز تو را به این مرتبه از فقر و حالِ نزار کشانده است؟»

به من گفت: «نزد کنیزت آمدم و دریافتم که وفات یافته است؛ این اندوهگینم ساخت. پس به تجهیز کفن و دفن او مشغول شدم و او را به خاک سپردم. زمانی که او را دفن کردم، وقتِ گرمای نیم‌روز (هاجره) بود؛ پس تمامی کسانی که با من بودند بازگشتند و من تنها ماندم. در راه بازگشت، گروهی بر من خروج کردند و جامه‌هایم را ربودند و همیانی (کیسه پول) را که بر میان داشتم و در آن هزار درهم بود و جز آن چیزی برایم

الصفحة 285 من 478