مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 274 من 478

آنچه از امورت را که می‌خواهی سر و سامان دهی، به صلاح آور و چون از تمامی کارهایت فارغ شدی، به اینجا بازگرد.

پس آن جوان برفت و ما او را تا هنگام شامگاه ندیدیم.

داوود گوید: پس برخاستم و دست او را گرفتم و میان او و همسرش (خواهرم) جمع کردم او را به حجله بردم و شبِ خود را در کمالِ شادمانی سپری کردم. چون صبح دمید، به همان مکانی که پیش‌تر در آن بودیم آمدم و در آنجا جز «حُبابه والبیه» کسی را نیافتم. بر او سلام کردم و او سلام مرا پاسخ داد و از آن جوان پرسید. به او خبر دادم که میان او و همسرش جمع کرده‌ام زفاف انجام شده است. این امر او را شادمان ساخت و گفت: «دوست دارم که نزد او بروم و او را به خاطر آنچه به دست آورده و نعمتی که خداوند بر او ارزانی داشته، تهنیت (شادباش) گویم.»

به او گفتم: «اگر چنین می‌پسندی، به نام خدا و برکتِ او حرکت کن.» پس من برخاستم و او نیز با من برخاست؛ من پیشاپیش او به راه افتادم و رفتیم تا به خانه‌ای که خواهرم و آن جوان در آن بودند، رسیدیم. به آن مکان درآمدیم و به همان‌جا که آن دو حضور داشتند رسیدیم؛ پس آن دو را در یک بستر یافتم که در آغوش یکدیگر بودند؛ چنان به هم آمیخته و چسبیده بودند که گویی یک پیکرند، چهره در چهره، سینه بر سینه و دهان بر دهان.

الصفحة 274 من 478