پدر به او گفت: «ای فرزندم! آنچه را فانی میشود و از یاد میرود به کار بستی و آنچه را ذخیره میگردد و ماندگار است رها کردی؛ و آخرت را به دنیا فروختی. اگر در آن طعامی که خوردی و شرابی که نوشیدی و آوازی که شنیدی و لذتی که از غریزهات بردی تأمل میکردی، هر آینه بزرگترین زشتی را در آن میدیدی و بدترین بو را از آن استشمام میکردی. ای فرزندم! گویا تو قرآن نخواندهای و روایات را نقل نکردهای، و گویا در سخن خدای متعال شک کردهای که میفرماید: «کسانی که زندگی دنیا و زیور آن را بخواهند، ثمرهی اعمالشان را در همین دنیا به طور کامل به آنان میدهیم و چیزی از حقشان کاسته نخواهد شد؛ اما اینان کسانی هستند که در آخرت جز آتش سهمی ندارند، و آنچه در دنیا انجام دادهاند تباه شده، و آنچه عمل میکردند باطل و بیاثر است.»»
أَوْ كَأَنَّكَ مَا رَوَيْتَ قَوْلَ الْصَّادِقِ -عَزَّ عَزُّهُ- : مَنْ كَانَ هَمُّهُ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا حیل مَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ مَا أَعَدَّ الله لِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ رَاحَةٍ وَنَعِيمٍ، وَمَنْ مَدَّ عَيْنَهُ إِلَى زَهْرَاتِ الْمُتْرَفِينَ كَانَ مَمْقُوتًا فِي المَلَكُوتِ وَمَنْ رَضِيَ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْقُوتِ خَوَّلَهُ الله الْفِرْدَوْسَ الأَعْلَى كَيْفَ يَشَاءُ.
پدر ادامه داد: «یا گویی تو سخن امام صادق که عزتش والاست را روایت نکردهای که فرمود: هر کس که همّ و غمش دنیا و زیورهای آن باشد، میان او و آنچه خداوند از




