و همانا هر کس کارهای نیک را برای نزدیکی به خدا و به اشتیاقِ پاداش او انجام دهد، و از گناهان بهخاطرِ شرم از او و ترس از کیفرش دوری جوید، خداوند فراتر از آنچه امیدواران آرزو دارند به او عطا میکند و او را از هراسِ آنچه ترسانِ عالم از آن میترسند، رهایی میبخشد.»
راوی گفت: پس آن جوان دستش را بر سر گذاشت و گریست و با زاری از خداوند طلب گذشت کرد؛ سپس پای پدرش را بوسید و به او گفت: «ای سرورم، تو را به خدا سوگند میدهم که از خدا بخواهی از لغزشم درگذرد و خطایم را ببخشد؛ چرا که من به درگاه خدای متعال توبه کردم و پیمان میبندم که دیگر هرگز با برادری دوری نگزینم و پیوند با او را قطع نکنم؛ چرا که خداوند بلندمرتبه به خلافِ گفتههای نادرستِ من فرمان داده است، پس بیم آن دارم که با این گناه در کوچاندن من از این دنیا به سوی مجازات شتاب ورزد.»
راوی گفت: پس پدر برای او دعای قبولی و توبه کرد و سپس به پسر میانهاش اشاره کرد و به او گفت: «سرگذشت خود را برایم بازگو چنان که گویی با تو هستم و تو را میبینم و مشاهده میکنم.»
پسر گفت: «اما من ای سرورم، راه شادمانی و خوشی و لذت را در پیش گرفتم؛ پس پاکیزهترین خوردنیها را خوردم و گواراترین نوشیدنیها را نوشیدم و فاخرترین




