نوری که او به آن متصل است، یاریاش میکند. و تو شنیدهای و به تو روایت شده است که مؤمن شدیدترین اتصال را با خدا دارد، حتی شدیدتر از اتصال پرتو خورشید به خود خورشید.
وَرُوِّينَا عَنْ الْعَالِمِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ الله.
و روایت شده است از عالم (علیم) -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: از بصیرت (فراستهبینی) مؤمن بپرهیزید، زیرا او با نور خداوندی مینگرد. پس تأمل در این اخبار داشته باشید و در معانی آنها بصیرت کسب کنید تا پاسخ آنچه از من پرسیدهای را بدانید، انشاءالله. گفت: سپس آنان قصد بازگشت کردند، پس جوان به آنها گفت: امروز همه شما مهمان من هستید و پس از آن، در بار (آرامگاه/معبد) من شهادت میدهید. سپس رو به پیرمرد آورد و به او گفت: ای صاحب من! دوست دارم آنچه برایم مهیای کردهای بیرون بیاوری و عطر و بوی خوش را برایم زیاد گردانی، چرا که خانهای شریف است که در آن خدا را شناختم و از آن جا او را تسبیح کردم و اکنون میخواهم او را گرامی بدارم. گفت: پس پیرمرد به غار (شیب/درهای) که در وادى بود وارد شد و جامهی یمنیای، شیشهای (کفن)، مواد معطر و طیب و عطر بسیار بیرون آورد و همه را به وی سپرد. پس او آن را از وی دریافت کرد و بر دوش کشید و به کوه بالا رفت و ما از پشت سر او (عقبای او) بودیم تا آنگاه که به قلهی کوه رسید و ما همچنان از پشت سر او




