مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 221 من 478

سفیدی‌اش نمایان گشت، و به سخنی افتاد که نمی‌فهمیدیمش. سپس حواسش خاموش شد، آه و ناله‌اش برچیده شد و حرکتش آرام گرفت.

شاه گفت: دلِ برادرتان در این ساعت پاک شد و باطنش شفاف گردید، پس پروردگارش برای او تجلی یافت و مقدرش فرا رسید. پس اگر بخواهید، وی را بدرقه کنید.

گفتند: پس به سوی او رفتیم و نگریستیم، دیدیم که جان سپرده است. پس گفتیم: ای پیرِ شایسته، درباره‌ی امرش و تدفینش چه کار کنیم؟

گفت: این کار به شما بستگی ندارد و انجام آن بر عهده‌ی شما نیست. اگر خواستید که در مراسم وداع، نماز بر او و تدفینش شرکت کنید، حاضر شوید؛ و اگر بازگشتن به سوی خاندان و خویشان خویش را برگزیدید، بازگردید. که این‌ها مجالس اولیای خدا هستند که نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.

گفتند: ما پذیرفتیم که بر او نماز بخوانیم. پس شاه به شوره‌ای از وادی رفت و دیگ، تابوت، مواد معطر و کفن بیرون آورد و آنچه نیاز بود گرد آورد. و قلم‌گُشایی بیرون آورد و نامه‌ای نوشت، آن را پیچید، مهر کرد و پلمپ نمود و با نخِ بلندی بست، سپس به یکی از درندگان اشاره کرد، پس درنده شتابان به سوی او دوید، شاه نخ را در

الصفحة 221 من 478