« اخباری در اثبات الوهیت مولای ما علی -عَزَّ عَزُّهُ- »
قَالَ الْحِجَازِيُّ: رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ مَرَّ بِرَجُلٍ مَطْرُوحٍ عَلَى قَارِعَةِ الطَّرِيقِ وَهُوَ يَقُولُ بِصَوْتٍ حَنُونٍ يَا ذَا الْجَلَالِ وَالإِكْرَامِ، فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- : إِنَّ ذَا الْجَلَالِ وَالإِكْرَامِ مَعَكَ يَرَاكَ وَتَرَاهُ وَيَسْمَعُ كَلَامَكَ فَقُلْ مَا تَشَاءُ، فَقَالَ الرَّجُلُ: أَسْأَلُهُ الْعَفْوَ وَالْغُفْرَانَ، قَالَ لَهُ: قَدْ غَفَرَ لَكَ وَعَفَا عَنْكَ فَمَا تَشَاءُ؟ قَالَ: النُّقْلَةَ إِذْ قَدْ عَفَا وَغَفَرَ لِي، فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- : مُتْ فَمَاتَ لِوَقْتِهِ وَسَاعَتِهِ، فَأَمَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- بِحَمْلِهِ وَتَجْهِيزِهِ، فَجَهَّزُوهُ، وَأَمَرَ بِدَفْنِهِ فَدُفِنَ.
حجازی گفت: دربارهی امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- رواایت شده است که بر مردی گذشت که بر جاده افتاده بود و با صدایی دلداده و لرزان میگفت: ای ذات جلال و اکرّام. پس امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: همان ذات جلال و اکرّام همراهِ توست، تو را میبیند و او را میبینی، و سخن تو را میشنود. پس هرچه خواستی بگو. مرد گفت: از او آمرزش و بخشش میطلبم. امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- به او گفت: خداوند تو را بخشید و از تو رهایی داد. پس چه میخواهی؟ مرد گفت: انتقال به سوی خدا/مردن اکنون که از من رهایی داده و مرا بخشیده است. امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- به او گفت: بمیر. پس او در همان وقت و ساعتِ مرگش جان سپرد. امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- دستور داد که او را بر




