چه چیزند؟» خداوند نامهایشان را به او آموخت، و توبهی او نزد پروردگارش به واسطهی آنان بود.
وَرَوَيْتُمْ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- لَقِيَ أَبَا بَكْرٍ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ الله -عَزَّ عَزُّهُ- بَعْدَ أَخْذِهِ فَدَكَ وَالْعَوَالِي وَمُنَاظَرَتِهِ لِفَاطِمَةَ -عَلَيْهِمُ السَّلَامُ- ، فَقَالَ لَهُ: وَيْلَكَ يَا أَبَا بَكْرٍ أَبِهَذَا وَصَّاكَ رَسُولُ الله -عَزَّ عَزُّهُ- فِي أَهْلِهِ؟ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: رَسُولُ الله قَدْ مَاتَ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- : كَذَبْتَ وَيْلَكَ إِنَّ رَسُولَ الله لَمْ يَمُتْ وَإِنْ إِخْتَرْتَ أُرِيكَ إِيَّاهُ، فَقَالَ أَبُو بَكْرَ: و روایت کردهاید که امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- بعد از غارت خانه فاطمه زهرا -عَزَّ عَزُّهَا- و تعرض به ایشان و مناظرهشان، ابوبکر را در مسجد رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- دید، و به او فرمود: «وای بر تو ای ابوبکر، آیا این وصیت رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- به تو درباره خانوادهاش بود؟» ابوبکر گفت: «رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- فوت کرده است.» امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «دروغ میگویید وای بر تو! همانا رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- نمرده است، و اگر خواستی، او را به تو نشان میدهم.» ابوبکر گفت: «من این را خواستم.» پس امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- او را از دست گرفت و به سوی محراب رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- رفت، و دید او (در آنجا) میگفت: «همانا کسانی که دربار خدا دروغ میبافند، رستگار نخواهند شد.» سپس رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- به او فرمود: «وای بر تو ای ابوبکر! پیمان مرا شکستی، شریعت مرا تغییر دادی، سنت مرا




