جَلَالُهُ- در خورشید سایهای نبود و در ماه نیز سایهای نداشت، و اگر جسمی داشت، پس میبایست سایههایی نیز داشته باشد. و همچنین میگویید: او پیش از عالم کون و فساد بود، و شما...
رَوَيْتُمْ: أَنَّ الله تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَظْهَرَهُ مِنْ نُورِهِ وَسَمَّاهُ الْعَقْلَ وَنُوْرُ الله مُتَّصِلٌ بِهِ غَيْرَ مُنْفَصِلٍ.
روایت کردهاید که خداوند منان او را از نور خود آشکار ساخت و او را «عقل» نامید، و نور خداوند به وی متصل است و از او منفصل نیست.
وَرَوَيْتُمْ: أَنَّ الله تَبَارَكَ وَتَعَالَى لَمَّا خَلَقَ آدَمَ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى فَوْقٍ فَرَأَى أَشْبَاحًا مِنْ نُورٍ فَنَادَى رَبَّهُ وَقَدْ عَلِمَ أَنَّهُ قَبْلَ الْكَوْنِ وَالْفَسَادِ، فَقَالَ: يَا رَبِّ أَخْلَقْتَ خَلْقًا قَبْلِي؟ فَقَالَ: لَا قَالَ: فَمَا هَذِهِ الْأَشْبَاح؟ فَعَرَّفَهُ أَسْمَاءَهُمْ، فَكَانَتْ بِهِمْ تَوْبَتُهُ إِلَى الله رَبِّهِ.
و روایت کردهاید که هنگامی که خداوند منان آدم را آفرید و در او از روح خود دمید، سر خویش را به بالا برگردانید و تجلیاتی از نور را دید. او خداوند خود را فراخواند، در حالی که میدانست (او) پیش از کون و فساد است، و گفت: «ای پروردگار، آفریدهای را پیش از من آفریدهای؟» خداوند فرمود: «نه.» او گفت: «پس این تجلیات




