بدو گفتم: چرا همهی اسباب خیر را برایم بازگو نکردی تا آنها را بیاموزم و بدانها عمل کنم؟
گفت: اما دربارهی اسبابِ خیر و پرهیزکاری و کردارِ شایسته، همانا خداوند متعال فرموده است: بدرستی که خدا با کسانی است که تقوا پیشه کردهاند و کسانی که نکوکارند. و باز فرموده است: و در راه خدا انفاق کنید و با دستهای خویش خود را به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید، که همانا خداوند نکوکاران را دوست میدارد.
پس بر تو واجب است بدانی و یقین یابی که خداوند تبارک و تعالی تو را میبیند؛ او با توست آنجایی که مینگری، پس مراقب باش چگونه مینگری؛ او با توست آنجایی که چیزی را برمیگیری، پس مراقب باش چه برمیگیری؛ و او با توست آنجایی که میکوشی، پس به هر سو که میخواهی بشتاب و بدان او ناظر است.
باید که باطنت همچون ظاهرت باشد؛ و قلبت را از آلودگی، شکها و تردید پاک گردان و جسمت را از پلیدیها، نجاسات و تضادها پاکیزه دار. و رفتارت را با بردباری (حلم)، آرامش و وقار نیکو گردان؛ پس هرگاه چنین کردی، راه رشد و کمالت را خواهی شناخت.
بدو گفتم: اگر من از نفسم تمامی آنچه را گفتی مطالبه کردم و بدان عمل نمودم، آنگاه نشانههای دینم را از چه کسی بجویم؟




