پیرمرد رو به جوان کرد و گفت: پس اگر این مرد برای تزویج دخترش چنین شرطهایی را که برایت گفتم طلب میکند، پس چگونه است حالِ کسی که میخواهد تو را به چیزی راهنمایی کند که رستگاری و زندگی جاودان تو در آن است؟ آیا نباید تو را بیازماید و برگزیند؟
پس بدو گفتم: کجا بجویم کسی را که مرا به شناخت خداوند (عزّ و جلّ) راه نماید؟
گفت: هرگاه از خودِ خویش این خصلتها و شرطها را مطالبه کردی و در صبوری بر آنچه به تو گفتم و شرط کردم با نفست به ستیزه برخاستی و دیدی که نفست بدان وفا میکند، آنگاه کسی را بجوی که در او همان را بیابی که در خود یافتهای؛ پس نشانههای دینت را از او بگیر و از شناخت خداوند (عزّ و جلّ) از او بپرس، که او تو را بدان راهنمایی خواهد کرد. و به خبری که از امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده عمل کن.
گفتم: آن خبر چیست؟
قَالَ: رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شِيعَتِنَا وَمُتَمَسِّكٌ بِوَلَايَتِنَا فَلْيَقْفُ آثَارَنَا وَلَا يُخَالِفَ سُنَّتَنَا.
گفت: از امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود: هر کس بپندارد که از شیعیان ماست و به ولایت ما چنگ زده، پس باید گام بر جای گامهای ما نهد (از آثار ما پیروی کند) و با سنّت و روشِ ما مخالفت نورزد.




