مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 194 من 478

زن بدو گفت: سخن از دیگران را واگذار و کار او را به دیگری بسپار؛ چاره‌ای نیست جز آنکه او را در زمان حیاتت به ازدواج مردی درآوری که خداوند چشمانت را بدو روشن گرداند.

مرد گفت: اگر ناگزیر چنین است، پس برای او مردی بجوی که شایسته‌اش باشد تا او را به همسری‌اش درآورم.

پس مادر خواستگاران را فراخواند و آنان بیامدند و حُسن و جمال و خِرَدِ دختر را در غایتی عظیم و فراتر از وصف یافتند. خواستگاران برفتند و اوصاف او را برای پادشاهان زمانه و هر شخص بزرگی بازگفتند. اما هرگاه مردی از خواستگاران را به پدر عرضه می‌کردند، او را خوش نمی‌آمد و راضی نمی‌شد، تا آنکه دختر از دوران جوانی گذشت و سنّش بالا رفت.

مادرش بدو گفت: به هر حال چاره‌ای جز ازدواج او در زمان حیاتت نیست، پس در کار او کوشا باش.

مرد گفت: هر که را خواستگار اوست بر من عرضه کنید. خواستگاران همگی عرضه شدند، اما مرد گفت: هیچ‌یک از اینان را نمی‌خواهم. پرسیدند: پس چه می‌خواهی؟

بدو گفت: برای دخترم مردی بجویید که از تمام عیب‌ها مبرّا باشد و ظاهر و باطنش یکی باشد؛ زیباروی و پاکیزه‌پوست و خوش‌بو و کریم‌طبع و بخشنده باشد؛ نه غیبِ

الصفحة 194 من 478