مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 193 من 478

واگذار و با من از راهی سخن بگو که اگر آن را انجام دهم، روزی‌ام فرزندی گردد که با ماندنش، یادم باقی بماند و اثرم از دنیا محو نشود.

برادر بدو گفت: "بذر را در شوره‌زار میفکن و نطفه‌ی خویش را جز در زمینی پاکیزه مریز." آن مرد معنای سخن برادر را ندانست و کلامش را نفهمید. در همان ساعت و لحظه برخاست و کنیزکانش را حاضر کرد و زیباترینشان را برگزید و با او درآمیخت؛ پس آن کنیز بار برداشته و مرد از او محافظت کرد تا زمان وضع حمل فرا رسید و دختری بزاد. مادرش او را در میان گرفت و به نیکوترین وجه پروراند تا بزرگ شد. پدرش او را دید که زیباترینِ مردمان زمانه و نیکوترین و خردمندترینِ آنان است. دختر همچنان بود تا به سن زنان (بلوغ) رسید. روزی مادرش به پدر گفت: همانا زنان برای مردان آفریده شده‌اند؛ اگر برای او مردی بجویی تا وی را به ازدواجش درآوری، تو را از او فرزندانی آید و یاران و شمارت افزون گردد. پس مرد به او گفت:

مرد گفت: وای بر تو! من خود بر او رشک می‌برم که بدو بنگرم، پس چگونه دیگری را به سوی او راهنمایی کنم؟ اگر می‌توانستم، او را حتی بر تو آشکار نمی‌کردم تا چه رسد به دیگران؛ و هرگز کسی او را نخواهد دید و حتی او را در برابر خورشیدی که بر او می‌تابد نیز آشکار نخواهم ساخت.

الصفحة 193 من 478