مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 179 من 478

من بر تو در کاری خرده گرفتم و خواستم تو را سرزنش کنم، اما خویشتن‌داری کردم." پرسید: "کدام فعل مرا ناپسند داشتی؟" بدو گفتم: "بیرون رفتنت از منزل، همراه بردن کنیزکان، بستن درهای خزاین و دلتنگی‌ات از من در آن هنگام که برادران و دوستانم را فرامی‌خوانم تا آنان را گرامی دارم؛ در حالی که تو از منزلت و جایگاه آنان آگاهی و می‌دانی که هیچ‌یک از آنان به کار قبیحی دست نمی‌یازد."

پس مرا گفت: "اکنون که این را به یادم آوردی، همانا تو را از احوال آنان بدانچه بر تو پوشیده است، آگاه خواهم ساخت." پس بدو گفتم: به من بازگو آنچه را که بر من خرده گرفتی تا آگاهی آن نزد من باشد و آن را بشناسم.

مادر گفت: آنچه بر تو خرده گرفتم این است که آنان چون به خانه‌ات می‌آیند، پیوسته به در می‌نگرند تا ببینند چه کسی وارد و خارج می‌شود؛ و اگر پرده‌ای کنار رود، چشم می‌دوزند تا ببینند چه کسی پشت آن است؛ و اگر کنیزکی بر آنان وارد شود، بدو دل می‌بندند و او را به تباهی می‌کشند. و اگر طعامی برایشان آورده شود و در آن اندکی (کمبودی) بینند، عیبش می‌جویند و برخی به برخی دیگر می‌گویند: "ما را به مثلِ این نیازی نبود"؛ و اگر طعام فراوان باشد، گویند: "این چیزی است که بدان نیازی نیست و این زیاده‌روی، نگون‌بختی و سبُک‌عقلی است".

الصفحة 179 من 478