مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 164 من 478

خودشان به یکدیگر خدمت می‌کردند و برای رعایت ادب و تواضع آبِ وضوی دستانشان را در یک طشت جمع کردند. پس از آنکه از شستشو فارغ شدند، مقداری نوشیدنی (شراب) آوردند و در حالی که از آن می‌نوشیدند، به مذاکره علمی مشغول شدند.

در این میان، مردی از برادرش مسئله‌ای پرسید و او پاسخی داد که آن مرد را قانع نکرد. پس گفت: «روایتی به من نشان بده که درستیِ این پاسخ را ثابت کند.» آن برادر نیز روایتی نقل کرد که بر درستیِ سخنش دلالت داشت. اما سائل گفت: «این روایتی است که نه من آن را شنیده‌ام و نه ما آن را روایت کرده‌ایم؛ این پاسخ مرا قانع نمی‌کند.»

در حالی که در گیرودارِ سخن بودند، ناگهان درِ خانه کوبیده شد. راویِ حدیث می‌گوید: من برجستم تا ببینم کیست که در می‌زند. گفتم: «کیستی و چه می‌خواهی؟»

گفت: «من برادری از برادران شما هستم؛ مشتاقِ دیدارتان بودم و خواستم با شما هم‌نشین گشته و با یادتان مأنوس شوم.»

راوی گوید: در را گشودم و به آن مرد نگریستم؛ شمایلی دیدم که هرگز مانندش را ندیده و پیش از آن نمی‌شناختم؛ او در نهایتِ زیبایی، با لباسی نیکو و بویی خوش بود. از همان‌جا که ایستاده بود بر ما سلام کرد و ما پاسخ دادیم.

پرسید: «کجا فرمان می‌دهید که بنشینم؟»

الصفحة 164 من 478