« دانش منطق »
سرورم به او گفت: «نه برای هدفی که آن را پیشتر شناخته باشیم و نه برای مطلبی که وصفش را شنیده باشیم نیامدهایم.»
حاکم پرسید: «آیا برای طلب دانشی آمدهاید که بیاموزید یا حکمتی که بشناسید؟»
سرورم پرسید: «در این دیار شما چه دانشی است که اگر ما آن را بجوییم، بیابیم؟»
حاکم گفت: «نزد ما انواع علوم، ریشههای حکمت و فنون معرفت است و از هر دانشی، اصل و فرع آن موجود است؛ پس بگو چه دانشی میخواهید بیاموزید تا آنچه را بدان نیاز دارید به شما بشناسانم؟»
سرورم گفت: «ای که خدا تأییدت کناد، از دانشهایی که نزدتان است و دستیابی به آن نزدیک و معنایش شناخته شده و برای طالبش سودمند است، یاد کن.»
حاکم گفت: «نزد ما دانش "منطق" است که نخستین درِ ورود برای نوآموزان و راهی برای تفسیر سخنان گذشتگان است؛ این بزرگترین تلاشِ حکیمان پیشین است. گفته شده که ارسطو، شاگرد افلاطون -که سرآمد حکمت و چشمه زندگی است- آن را بنیان نهاده است.»




