مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 148 من 478

نزدیک بود چشم را بزند. چون به ما رسید، گفت: «بر این دو اسب سوار شوید.» و پشت سر او دو اسب بود که در پی‌اش می‌آمدند. گفت: «سوار شوید و با شتاب برانید که شما توفیق یافته و هدایت شده‌اید و به مقصود خود خواهید رسید.» ما بر آن دو اسب نشستیم و با شتاب تاختیم و همچنان پیش رفتیم تا به مقصد رسیدیم.

چون این را در خواب دیدم، دانستم که خداوند آن شخص را برای ما نفرستاده مگر برای آنکه راه را برایمان هموار کند و ما را به مقصودمان برساند. پس ای برادر، همان ساعتی که این نامه‌ی مرا می‌خوانی، بهانه‌ها را کنار بگذار و امیدت را از دنیا قطع کن؛ املاک و دارایی‌ات را میان فرزندانت تقسیم کن و به "ابومیمون ابوالحسن بن هارون سامرایی" نیز سهمی معادلِ سهم هر یک از فرزندانت بده و میان آن‌ها برابری برقرار کن و برای خود هیچ‌چیز و هیچ دلبستگی باقی مگذار. سپس به سوی من بشتاب و تأخیر مکن تا حج‌مان را به جای آوریم و ان‌شاءالله به سوی آن دیار حرکت کنیم.

ابوالطاهر به ابومیمون می‌گوید: پس من آنچه را آموخته بودم انجام دادم؛ املاک و دارایی‌ام را تقسیم کردم و میان تو و فرزندانم برابری برقرار نمودم، دخترم را به همسری تو درآوردم و وصیتم را به تو سپردم و با تو وداع کردم و به سوی سرورم (ابوعبدالله مدنی) شتافتم. پس حج خود را گزاردیم و زیارت کردیم و دعا نمودیم تا امور هموار گردد و آنگاه به سوی سرزمین هند به راه افتادیم.

الصفحة 148 من 478