مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 147 من 478

شایستگیِ جدایی از این عالمِ تیره و تاریک (عالم کدر) و سکونت با آن قوم را یافته باشد؛ که در این صورت، خداوند راه را برایش آسان، نزدیک و هموار می‌گرداند. سپس آن مرد از من جدا شد و دیگر او را ندیدم.»

ابوطاهر می‌گوید: پس قلب من به این سخن و وصفی که از آن قوم شنیدم، گره خورد؛ گویی آن سخنان، آتشی خفته را در من بیدار کرد و شعله‌ای در قلبم افروخت، و با خود گفتم: ...»

«ابوطاهر ادامه داد: گمان نمی‌بردم که خداوند -در حالی که در هر نماز در شب و روزم با خشوع و زاری او را می‌خواندم- راه دیدار با این قوم را برایم هموار نکند و رسیدن به آن‌ها را برایم آسان نسازد. بر همین حال بودم تا آنکه روزی چرت کوتاهی مرا فرا گرفت (در عالم رؤیا) و چنان دیدم که گویی با تو (ابومیمون) همراه شده‌ام و هر دو به سوی دیار آن قوم رهسپاریم و در راه شتاب می‌کنیم؛ تا آنکه شب فرا رسید و تاریکی بر ما سایه افکند، چنان که راه را گم کردیم و سرگردان ایستادیم و نمی‌دانستیم به کدام سو برویم.

در آن حال بودیم و با تضرع از خداوند می‌خواستیم راهی را که به آن هدایت شویم بر ما آشکار کند، که ناگهان خورشید در چهره‌ی مردی بر روی زمین درخشید. او با شتاب به سوی ما آمد و نزدیک شد؛ در سیمای سواری بود که درخشش چهره‌اش

الصفحة 147 من 478