میان آنان آشکار است و آن را با چشم سر میبینند. هیچ حالت ناپسندی در آنها نیست و کسی در میانشان به جذام، پیسی، لالی یا دیگر بیماریها و آفات مبتلا نیست.
ابوعبدالله مدنی میگوید: به آن مرد گفتم: «آیا کسی به این مردم و سرزمینشان راه یافته است؟» به من گفت: «گمان نمیکنم، مگر آنکه خدا بخواهد.» گفتم: «پس تو خود چگونه به این مردم رسیدی و آنها را دیدی و با آنان همنشین شدی؟» گفت: «شرحِ آن ممکن نیست.» به او گفتم: «درباره این مردم به من بگو که از کدام راه میتوان به سویشان رفت و دیارشان در کدام اقلیم از زمین است؟»
گفت: «آیا تو از کسانی هستی که قصد سفر به سوی این مردم را داری؟ شاید در پی فریب و خطری بزرگ باشی!» گفتم: «چگونه؟» گفت: «زیرا دیار آنها بر ساحل "بحر محیط" (اقیانوس فراگیر) است و به بحر محیط نمیتوان رسید مگر پس از گذر از "کوه محیط"؛ و نه با مرکب، نه از دریا و نه از خشکی نمیتوان بهطور عادی به آنجا راه یافت.»
پرسیدم: «چرا چنین است؟» گفت: «زیرا مسافر هرگاه به آخرین مرزهای سرزمین هند برسد، به بیابانی بزرگ برمیخورد که نه پیمودنی است و نه راهی در آن وجود دارد. کسی که بخواهد با جسم خود راهیِ سفر به سوی این قوم شود، در فریب و غروری بزرگ است؛ مگر آنکه کسی باشد که پیشاپیش اعمال صالح انجام داده و بدینوسیله




